X
تبلیغات
اتوبوس - می‌خوام بگم دل‌تنگتم
ایستگاه دوم

 

انتشار غزل‌های مولانا در لهستان

ترجمه‌ی شماری از شعرهای مولانا با نام «در گذر کلمات» به همت مارک اسموژینسکی ایران‌شناس 54 ساله‌ی لهستانی، در لهستان منتشر شده است.
کتاب «در گذر کلمات» را نشر  Wydawnictwo Homini روانه‌ی بازار کتاب کرده است. این ناشر پیش‌از این بیش‌تر در زمینه‌ی ادبیات کلاسیک یونان و گنوسیسم و مردم‌شناسی فعالیت داشته است.
کتاب در برگیرنده‌ی سی‌ودو غزل از مولاناست. مارک اسموژینسکی در مقدمه‌ی 49 صفحه‌یی کتاب درباره‌ی مولانا و ویژگی‌های آثار او نوشته است و می‌گوید: «سعی کردم درباره‌ی هنر و فرهنگ خراسان و بلخ نیز به‌عنوان پیش‌زمینه معنوی جلال‌الدین رومی بنویسم، چرا که به‌طور کلی سه سنت مهم دینی ـ عقیدتی بودا، زرتشت و اسلام در آثار او به‌هم تنیده شده‌اند».
مارک اسموژینسکی، در دانشگاه یاگلونیان شهر کراکف در رشته‌ی ایران‌شناسی تدریس می‌کند و زبان فارسی را به‌خوبی حرف می‌زند.
او درباره‌ی انگیزه‌ی خود از ترجمه‌ی شعرهای مولانا می‌گوید: «شیفتگی من نسبت به شعرهای مولانا از دوستی من با بهرام شاه‌محمدلو، بازیگز تئاتر و تلویزیون، از 28 سال پیش شروع شد. آن موقع من دانش‌جوی ایران‌شناسی دانشگاه ورشو بودم و بهرام در یکی از مهمانی‌های دانش‌جویی در لهستان، غزلی خواند از مولانا با مطلع: "خنک آن‌دم که نشینم در ایوان من و تو".شیفتگی من به مولانا از همان زمان آغاز شد. در این شعر پیام‌مدارا و تفاهم، گذشتن از اختلافات و انسان‌دوستی موج می‌زند. به‌همین دلیل وقتی کار ترجمه را شروع کردم دل‌ام بیش‌تر به سراغ غزل‌هایی می‌رفت که در بیان‌اش ضمن شور عاشقانه، یک‌ حالت چرخش سیال کلمات وجود داشت. این حالت وقتی به‌وجود می‌آید که تلاش سراینده بر این است که یک حقیقت درونی را صادقانه به زبان قال بیاورد. شعر "یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا"؛ یا "این کیست این کیست این یوسف ثانی‌ست این"، از این‌گونه شعرها به‌شمار می‌آیند. یعنی معیار اصلی در انتخاب غزل‌ها، جنبه‌ی زیبایی‌شناختی آن‌هاست».
مارک اسموژینسکی که در زمینه‌ی معنای واژه‌ها، از توضیحات دکتر شفیعی‌کدکنی در کتاب «گزیده‌ی غزلیات شمس» استفاده کرده، می‌گوید: «تلاش کردم تا از ترجمه‌ی غزلیات را به‌صورت شعری درآورم. سعی کردم همان چرخش کلمات و تشابه صوتی بین آن‌ها را به زبان لهستانی منعکس کنم. چرا که نمی‌شود از جنبه‌ی جسمانی کلمات در راه فهمیدن فلسفه‌ی مولانا گذشت. یعنی نمی‌شود آن کاری را کرد که بعضی از مترجمان غربی انجام می‌دهند. یعنی بر ارایه‌ی چکیده‌یی از فلسفه‌ی مولانا متمرکز می‌شوند. در شعر مولانا جسم کلمه و روح کلمه تفکیک‌ناپذیرند. اگر ترجمه‌یی غیر از این باشد، دیگر مولانا نیست».
این استاد ایران‌شناس، درباره‌ی استقبال مخاطب لهستانی از شعرهای مولانا می‌گوید: «به نظر من دلیل استقبال لهستانی‌ها از ترجمه‌ی مولانا یکی جنبه‌ی ریتمیک و تصویری شعر مولانا است که در ترجمه تا آن‌جا که ممکن بود منعکس شد و دیگری روح اکومنیک (تشابه‌گرا) شعر مولاناست».
«تلاش کردم مضمون شعرها را با لطافت شعری زبان لهستانی همراه کنم. گاه کسانی که آن‌ها را می‌شنوند بهت‌زده می‌شوند و خیلی خوششان می‌آید. ترجمه‌ی این شعرها دارای وزن و قافیه است. بنابراین ترجمه‌ی تحت‌اللفظی و کلمه‌به‌کلمه نیست. فکر می‌کنم موزون و مقفی‌بودن شعرها به دل‌پذیرشدن‌شان کمک کرده است. گفتن این‌که آیا در ترجمه‌ی این شعرها و انتخاب کلمات موفق بوده‌ام، کار من نیست و باید کسی که هم‌ به زبان فارسی، هم به زبان لهستانی و هم به شعر و ادبیات تسلط دارد در این‌مورد نظر بدهد ولی همین‌که قشرهای مختلف مردم از این‌کار استقبال کرده‌اند معنی‌اش این است که این کار مفید بوده است».

سی‌دی قلب‌ها

در سی‌دی همراه کتاب با عنوان «قلب‌ها» پنج غزل فارسی، به همت ماریوش کلوح خواننده‌ی اپرا خوانده و اجرا شده است. در این سی‌دی دو شعر مولانا نیز به زبان لهستانی عرضه شده است. ماریوش کلوح غزل "بنمای رخ که باغ گلستانم آرزوست/بگشای لب که قند فراوانم آرزوست" را دکلمه کرده است.
سبک خواندن کلوح متاثر از موسیقی خانقاهی ایران است. مارک اسموژینسکی می‌گوید: «تمام آهنگ‌های این سی‌دی را آقای کلوح ساخته که یک هنرمند 40ساله است و هیچ ادعایی ندارد که موسیقی ایرانی ساخته بل‌که خواسته است که کارش کمی یادآور موسیقی ایرانی باشد. چون ایشان نه با جزییات موسیقی ایرانی آشنایی دارند و نه سبک‌های موسیقی ایرانی را به معنای واقعی می‌شناسند، فقط از طرق مختلف به‌خصوص اینترنت با موسیقی ایرانی آشنا شده‌اند. عشق ایشان به مولانا باعث شد که این کار را انجام دهند. خود ایشان می‌گویند که از ریتم شعر خود مولانا الهام گرفته و از گرایش‌های مختلف موسیقی ایرانی در جوشش آهنگ‌های ایشان جنبه‌ی تصویری شعرهای مولانا تأثیرگذار بوده است و این‌که زیاد به موسیقی استاد الهی، خلیل علی‌نژاد و علی‌اکبر مرادی گوش داده است».
کلوح در ترانه‌های فارسی به‌خوبی از پس لحن فارسی شعرها برآمده است به‌نوعی که نمی‌توان تشخیص داد که خواننده‌ی آن‌ها فارسی‌زبان نیست.
مارک اسموژینسکی می‌گوید: «اول این‌که ایشان هنرپیشه‌ی اپرا هستند که مجبورند به زبان‌های مختلف بخوانند که چون نمی‌توانند همه‌ی این زبان‌ها را یاد بگیرند، مجبور به تقلید می‌شوند. دوم این‌که استعداد زیادی در تلفظ کلمات بیگانه دارند و سوم این‌که ما تلفظ فارسی را باهم تمرین کردیم».
این ترانه‌ها با نوای تار، سه‌تار، تنبور، رباب (ماریوش کلوح)، دف (هایده وام‌بخش و آنا مارچینفسکا)، ضرب (توماس ولانی) و نی (محمد رسولی و یاتسِک ژوبرو) همراهی می‌شود.
در کتاب «در گذر کلمات»، هر هشت صفحه درمیان، دو بیت از شعرهای مولانا به زبان فارسی توسط «سیامک کلانتری»، هنرمند اهل کرج، خطاطی شده است. این کتاب هم‌چنین با هشت نقاشی رنگی که یادآور نقش گلیم‌های ایرانی است، تزیین شده است. این نقاشی‌ها و طرح روی جلد را «کاتاژینا بروزدا» گرافیست معروف کراکویی کشیده است.
مارک اسموژینسکی پیش‌از این در سال 1994 منظومه‌ی بلند سهراب سپهری، «صدای پای آب» را ترجمه کرده است. او از آثار داستان‌نویسان بعداز انقلاب نیز دو داستان از شهرام شیدایی و چوکا چکاد با عنوان‌های «دومینیک» و «ایراد شخصیتی» را ترجمه کرده که همراه با دو داستان از نادر نادرپور و جمشید خانیان که اولی به همت خانم آنا کرسنوولسکا ایران‌شناس لهستانی، و آن یکی به همت آرکادیوش شومیلاک دانش‌جوی ایران‌شناسی و تاریخ ترجمه شده بودند، در فصل‌نامه‌ی ادبی لهستان به نام «پیسمو» Pismo در سال 1998 چاپ شدند.

BBCPersian.com ـ فرهنگ و هنر ـ  یک‌شنبه، 7 سپتامبر 2008  ـ 17 شهریور 1387 ـ سپیده زرین‌پناه

نوشته شده توسط رها دلدار در ساعت 22:40 | لینک  |