تبليغاتX
اتوبوس
ایستگاه دوم

من ندیدم او را، او دید مرا در خیابان و آهسته صدای ام زد. ...او بود و سه تارش. او بود تابلوهایش. او بود و سیاه مشق هایش قبل از این که خودشیفته شود. من ندیدم او را، او دید مرا در خیابان و آهسته صدای ام زد.

...شالی کار در شالیزار و جالیزبان در جالیز و مترسک بر دار است. قایقران در قایق و قایق در دریا و دریا مواج است. ماهی در آب و آب در حوض و گربه در کمین است. کفتر در قفس و قفس روی بام و کفترباز مجرم است. حسن کچل بی قرار چهل گیس و چهل گیس اسیر دیو  و دیو در غار است. رنگ در سطل و سطل در دست نقاش و نقاش پی دیوار است. استاد در کلاس و دانشجو در دانشگاه و فساد در دانشگاه است. دوسیه در دست داروغه چی و داروغه چی در پی جعفر و جعفر در خاک است. حلوا در سینی و سینی در دست دخترک و دخترک در قبرستان است. مرد در قهوه خانه و قهوه خانه کنار رود و قهوه چی در کار قلیان و قلیان ممنوع است. سماور روشن و قوری بر سماور و سماور در آشپزخانه و عشق در انتظار چای است... هر کسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش.

نوشته شده توسط  در ساعت 4:16 | لینک  | 

...خواب بودم و در خواب دیدم خروس همسایه را که پریشان بود و شکایت از خلق داشت. و خلق شاکی از قوقولی قوقوهای وقت و بی وقت خروس همسایه. خواب بودم و در خواب دیدم خروس همسایه را که دیگر آواز سر نمی دهد. و سر به تو دارد و بال بر چشم. خواب بودم و در خواب دیدم تیزی چاقو و کاسه ای آب و دست نوشته ای از همسایه گان. خواب بودم و در خواب دیدم جماعت معترض را در حیاط خانه ی همسایه برای گردن زدن خروس که دوست داشت قوقولی قوقو کند و خبر از اذان دهد و غروب را اعلام کند. خواب بودم و در خواب دیدم... بیدار که شدم به یاد خروس همسایه وب لاگی داشتم با نام قوقولی قوقو.

نوشته شده توسط  در ساعت 5:15 | لینک  |